PROJECT
ggg/ الگو
کاوش زیبایی جهانشمول از طریق الگوهای موجود در طبیعت.
HOW
فرمهای ضروری
الگوهای مشترک را نگه میدارند.

حتی در طراحی مصنوعات، همه چیز دائماً در حال تکامل است و از پیشرفتهای فناوری، علایق انسانی و در بافت متغیر زمان بهره میبرد. توسعه گونهها بر مبنای تنوع شباهت نزدیکی به شکل تکامل موجودات زنده دارد. اختراع دائماً به دنبال تکمیل تکامل انسانها است. سریعتر و راحتتر بودن شاید آن نوع طراحی نباشد که توسط چنین فلسفه و غریزهای از بشریت پیش برده شده است. اگر تکامل و طراحی موجودات زنده به اندازه کافی مشابه باشند، باید نوآوری را آسانتر کند، با درک خوب این فرآیند، اعمال آن بر اختراعات و طراحیها. "تفکر تکاملی" روششناسی خلاقیت برای آموزش است، برای یادگیری راههای تفکر، از طبیعت.


افقی، عمودی و جاذبه.
هنگام ایجاد اشکال، انسانها اغلب از اشکال چهارضلعی و مکعبی استفاده میکنند، اما چهارضلعیهای منظم تقریباً هرگز در دنیای طبیعی یافت نمیشوند. به استثنای تعداد کمی از ساختارهای کریستالی مانند پیریت و کریستالهای بیسموت، طبیعت اشکال مثلثی را بر چهارضلعی انتخاب کرده است. دلیل این امر زمانی به راحتی قابل درک است که ببینیم چهاروجهی (که تمام سطوح آن مثلثهای متساویالاضلاع هستند) ساختاری بسیار قویتر از مکعب (که تمام سطوح آن مربع هستند) ارائه میدهد. ساختارهای چهارضلعی که انسانها به عنوان استاندارد برای ساختمانهایشان انتخاب کردهاند، در واقع کاملاً ناپایدار هستند. پس، کی میتوانیم خطوط افقی و عمودی را در طبیعت پیدا کنیم؟ پاسخ در خطوطی است که توسط جاذبه ایجاد میشوند. اگر وزنی را به انتهای نخی بسته و آن را رها کنید، خط عمودی بینقصی تشکیل خواهد داد. افق در دریا تقریباً یک خط افقی کامل است. به این ترتیب، طبیعت عمودی را با مقابله با جاذبه و افقی را زمانی که توسط آن جاذبه شکست میخورد، به دست میآورد. انسانها، به دلیل این که بدنهایشان تحت تأثیر نیروی جاذبه قرار دارد، نیز در سازگاری با افقی و عمودی تکامل یافتهاند. میدان دید ما برای بررسی محیط اطرافمان به صورت افقی مؤثر است. مطمئناً به دلیل این که چشمان ما برای حرکت افقی بهینه شدهاند، بیشتر نقاط جهان سیستمهای نوشتار افقی توسعه دادهاند. این احتمالاً شاهدی بر میزان تأثیرپذیری فرهنگ از جاذبه است.
تقارن و پایداری.
چیزهایی که متقارن هستند پایدار هستند. با در نظر گیری تعادل بین نیروهایی که به صورت داخلی مانند تنش و جاذبه عمل میکنند، میتوان تقارن را به عنوان انتخابی اجتنابناپذیر در اکثر محیطها در نظر گرفت. تقارن در تمام اشکال زندگی قابل مشاهده است. هر چه محدودیتهای کمتری وجود داشته باشد، اشکال به تقارن خالص نزدیکتر میشوند. در موجوداتی که به اندازه کافی کوچک هستند تا جاذبه نامربوط باشد، مانند گرده، یا ویروسها، اشکال هندسی نفیس متعددی بر اساس ساختارهای چندوجهی و اشکال کروی با تقارن سهبعدی نسبت به نقطه و صفحه وجود دارد. ارگانیسمهای بزرگتر تحت محدودیتهای بیشتری قرار دارند، بنابراین حفظ تقارن دشوارتر میشود؛ با این وجود، طبیعت به دنبال انجام این کار است، و تکامل در جهت تقارن نقطهای یا صفحهای دوبعدی (مانند گلها و برف)، یا تقارن خطی (در حیوانات، برگها و غیره) پیش میرود. در نهایت، حتی در مورد حیوانات بزرگی مانند فیلها، اکثر ارگانیسمهای جامد در حالی که تقارن خطی بدن را حفظ میکردند تکامل یافتهاند. طبیعت تا جایی که امکان دارد به منظور پایداری به دنبال حفظ تقارن است. دیدن زیبایی در تقارن قوی گلها چیزی منحصر به انسان نیست؛ این واکنشی جهانی است که مشترک بین تمام موجودات زنده، از جمله حشراتی که گلها آنها را جذب میکنند، میباشد. موجودات زنده به طور غریزی به دنبال تقارن هستند.

نمودارهای ورونوی و هارمونی.
در طبیعت، تمایلی به کمینه کردن عناصر و جستجوی هارمونی وجود دارد. حبابها، به عنوان مثال، به کمترین سطح ضروری برای در بر گیری هوای داخل خود منقبض میشوند. در این فرآیند، آنها با حبابهای مجاور خود در هم قفل میشوند و الگوهای هندسی زیبایی با چندضلعیها ایجاد میکنند. الگوهای هندسی مشابه در طیف وسیعی از زمینهها در جهان طبیعی ظاهر میشوند، از جمله کندوهای زنبور عسل، بالهای جیرجیرک، خطوط زرافه، و سنگهای راهروی غولپیکر در انگلستان. چنین الگوهایی را میتوان با استفاده از یک مدل ریاضی ساده به نام نمودار ورونوی توضیح داد. نمودارهای ورونوی که در جایی استفاده میشوند که مجموعهای از نقاط در مجاورت نزدیک تعامل دارند، با پیروی از قوانین ساده هندسه برای ترسیم خطوط میانجی بین نقاط و در نتیجه ایجاد مرزها در اطراف آنها ساخته میشوند. نتیجه را میتوان نوعی شکل دانست که طبیعت به طور خودکار در مواردی که نقاط متعددی در معادلت مجازی با یکدیگر همزیستی دارند، ترسیم میکند. مطمئناً تصادف نیست که ما در اشکالی که به حالت بهینه نزدیک میشوند، زیبایی مییابیم. اگر بتوانیم ساختمانی با سطح ایدهآل تحرک ایجاد کنیم، مطمئناً ساختمانی خواهد بود که به محض خالی شدن اتاق مجاور، دیوارها به طور خودکار حرکت کنند و فقط فضای لازم برای انجام وظایف ساختمان را با حداقل استفاده از مواد باقی بگذارند. اگر امکان دستیابی به چنین ساختمان ایدهآلی وجود داشت، ممکن است چیدمان مشابه نمودار ورونوی داشته باشد.
الگوهای تورینگ و ابهام.
در جهان طبیعی، الگوهای زیادی با نظم ناکامل وجود دارند، مانند راهراههای گورخر، یا تلهای شنی در بیابان. گاهی اوقات، الگوهای شگفتانگیز مشابهی را میتوان در پدیدههای کاملاً متفاوت مشاهده کرد. قانون اساسی این الگوهای تکراری توسط ریاضیدان نابغه آلن تورینگ که مفهوم اساسی محاسبات مدرن را نیز فرموله کرد، آشکار شد. در سالهای پایانی قبل از مرگ زودرس خود در سن جوانی، تورینگ کشف کرد که الگوهای راهراه طبیعی از طریق جریانهای همرفتی که بین عناصر متعدد رخ میدهد، ایجاد میشوند. این الگوها از آن زمان به عنوان "الگوهای تورینگ" شناخته شدهاند. دو یا چند عنصر متحرک با چگالیهای مختلف که با هم آمیخته میشوند، همرفت تولید میکنند که به نوسان تبدیل شده و الگوها را ایجاد میکند. در واقع، نمودار ورونوی نوعی الگوی تورینگ است که تحت شرایط خاصی تولید میشود که در آن مراکز معادل متعددی وجود دارد. زیبایی که ما در الگوهای تولید شده توسط همرفت حس میکنیم، نزدیک به احساس راحتی حاصل از ریتمهایی است که در تغییرات بین کمال و نقص درک میکنیم. الگوهای تورینگ را میتوان تجلی طبیعت از شکل موسیقی دانست.

مهم نیست که چقدر نقشه ساحل پرپیچ و خم را بزرگ کنید، همیشه پیچیده باقی خواهد ماند. طول چنین ساحلی را نمیتوان به طور دقیق اندازهگیری کرد. اشکالی که مهم نیست چقدر بزرگ شوند، همان الگو را حفظ میکنند، به عنوان فراکتال (اشکال خودمشابه) شناخته میشوند. تقریباً تمام اشیاء طبیعی در حین رشد، نوعی خودمشابهی ایجاد میکنند و بنابراین به اشکالی منجر میشوند که فراکتال ایجاد میکنند. فراکتالها همچنین با اشکالی که انسانها آنها را زیبا درک میکنند، ارتباط نزدیکی دارند. شاخه درخت دوشاخه زیبا و شعلههای پیچیده متشعب آتشبازی درخشان، دو نمونه از نمونههای متعدد فراکتال هستند. جالب است که شبکه اینترنت نیز ساختار فراکتالی دارد که تقریباً مشابه آتشبازی درخشان است. همانطور که شبکه به طور طبیعی رشد کرد، باید خودمشابهی ایجاد کرده باشد. آتشبازی بزرگترین نصب بصری ایجاد شده توسط بشریت است، و اینترنت یکی از موفقترین اختراعات در تاریخ بشر است؛ این واقعیت که هر دوی آنها دارای خاصیت فراکتالی خودمشابهی هستند، واقعاً جذاب است. شاید ما اکنون به دنبال کشف نوع جدیدی از شکل فراکتال از طریق اختراع هستیم.
فیبوناچی و رشد.
لئوناردو فیبوناچی در کتاب Liber Abaci که در سال ۱۲۰۲ نوشته شد، دنباله عددی (معروف به اعداد فیبوناچی) را برای محاسبه سرعت تولید چهار خرگوش توسط یک خرگوش منفرد در صورت جفتگیری و تولیدمثل منظم ارائه داد. گفته میشود فیبوناچی این دنباله جذاب را در حین تحصیل در هند یاد گرفته است. پیشرفتهای بعدی در علوم طبیعی و مورفولوژی، روابط عمیق بین قانون ساده فیبوناچی و الگوهای رشد در دنیای طبیعی را آشکار کرد. به عنوان مثال، رشد درخت را در نظر بگیرید. نقطهای که شاخه منشعب میشود، نوع شکل مارپیچی که توسط شاخ و برگ در حال رشد هنگام مشاهده از بالا ایجاد میشود، سرعتی که شاخ و برگ اندازه خود را افزایش میدهد—همه این چیزها توسط دنباله فیبوناچی کنترل میشوند. وسعت کاربرد این نظریه اشکال در دنیای طبیعی حیرتانگیز است. نسبت طلایی (۱:۱.۶۱۸) که گفته میشود زیباترین نسبت از نظر زیباییشناسی برای انسانها است، نیز از اعداد فیبوناچی مشتق شده است. غریزه زیبایی که در خود زندگی جریان دارد، اشکالی را تشخیص میدهد که رشد خود را بیوقفه ادامه میدهند در حالی که تقارن خود را حفظ میکنند. در اینجا نگاهی گذرا به اراده غریزی رشد میاندازیم.
WHY
راز زیبایی که
در این جهان
وجود دارد چیست؟
جامعه به شدت در حال تغییر است. حتی اکنون ۵۰ سال پس از ۱۹۷۲، که گفته میشد حد رشد برای انسانهاست، ما هنوز در حال رشد هستیم. تغییراتی برای متوقف کردن فروپاشی تنوع زیستی و اقداماتی برای حفظ جامعهای پایدار دیگر مهلت زمانی ندارند. ما به افراد بیشتری نیاز داریم تا جامعه را تغییر دهند. ما اغلب میگوییم که چیزها "تکامل" مییابند و جامعه را تغییر میدهند. اگر بگوییم که جامعه در حال تغییر، در حال تکامل است، آیا میتوانیم درباره فرآیند این جامعه در حال تکامل، از تکامل موجودات زنده بیشتر یاد بگیریم؟

افقی، عمودی و جاذبه.
هنگام ایجاد اشکال، انسانها اغلب از اشکال چهارضلعی و مکعبی استفاده میکنند، اما چهارضلعیهای منظم تقریباً هرگز در دنیای طبیعی یافت نمیشوند. به استثنای تعداد کمی از ساختارهای کریستالی مانند پیریت و کریستالهای بیسموت، طبیعت اشکال مثلثی را بر چهارضلعیها انتخاب کرده است. دلیل این امر زمانی که میبینیم چهاروجهی (که تمام سطوح آن مثلثهای متساویالاضلاع هستند) ساختار بسیار قویتری نسبت به مکعب (که تمام سطوح آن مربع هستند) ارائه میدهد، به راحتی قابل درک است. ساختارهای چهارضلعیای که انسانها به عنوان استاندارد برای ساختمانهایشان انتخاب کردهاند، در واقع کاملاً ناپایدار هستند. پس کی میتوانیم خطوط افقی و عمودی را در طبیعت پیدا کنیم؟ پاسخ در خطوطی است که توسط جاذبه ایجاد میشوند. اگر وزنهای را در انتهای نخی قرار دهید و بگذارید به پایین بیافتد، خط عمودی بیعیبی تشکیل خواهد داد. افق در دریا خط افقی تقریباً کاملی است. به این ترتیب، طبیعت عمودی را با مقاومت در برابر جاذبه به دست میآورد، و افقی را زمانی که توسط آن جاذبه شکست میخورد. انسانها، به دلیل اینکه بدنشان تحت تأثیر نیروی جاذبه است، همچنین در سازگاری با افقی و عمودی تکامل یافتهاند. میدان دید ما برای بررسی محیط اطراف به صورت افقی مؤثر است. مطمئناً به این دلیل که چشمان ما برای حرکت افقی بهینه شدهاند که بیشتر نقاط جهان سیستمهای نوشتاری افقی توسعه دادهاند. این احتمالاً گواهی بر میزان تأثیر جاذبه بر فرهنگ است.
تقارن و پایداری.
چیزهایی که متقارن هستند، پایدار هستند. با در نظر گیری تعادل بین نیروهایی که در داخل عمل میکنند مانند تنش و جاذبه، میتوان تقارن را به عنوان انتخابی اجتنابناپذیر در اکثر محیطها دید. تقارن در تمام اشکال زندگی قابل مشاهده است. هر چه محدودیتهای کمتری وجود داشته باشد، اشکال به تقارن خالص نزدیکتر میشوند. در موجوداتی که آنقدر کوچک هستند که جاذبه بیربط باشد، مانند گرده یا ویروسها، اشکال هندسی فوقالعاده بسیاری بر اساس ساختارهای چندوجهی و اشکال کروی با تقارن سهبعدی نسبت به نقطه و صفحه وجود دارد. ارگانیسمهای بزرگتر تحت محدودیتهای بیشتری هستند، بنابراین حفظ تقارن دشوارتر میشود؛ با این وجود، طبیعت به دنبال انجام این کار است، و تکامل جهت تقارن نقطهای یا صفحهای دوبعدی (مانند در گلها و برف)، یا تقارن خطی (در حیوانات، برگها و غیره) را میگیرد. در نهایت، حتی در مورد حیوانات بزرگ مانند فیلها، اکثر ارگانیسمهای جامد با حفظ تقارن خطی بدن تکامل یافتهاند. طبیعت در هر جا که ممکن است به منظور پایداری به دنبال حفظ تقارن است. دیدن زیبایی در تقارن قوی گلها چیزی منحصر به انسان نیست؛ این واکنشی جهانی است که در تمام موجودات زنده، از جمله حشراتی که گلها جذبشان میکنند، مشترک است. موجودات زنده به طور غریزی به دنبال تقارن هستند.
WILL
تفکر تکامل
با ادغام
تمام روشهای تفکر
شکل گرفت.
تفکر تکاملی که با یک نمایشگاه تجربی کوچک آغاز شد به تدریج در حال گسترش است در حالی که به تدریج توسط "تفکر تکامل" حمایت میشود به عنوان یک نمایشگاه تجربی کوچک شروع شد، و در حال حاضر به تدریج در حال گسترش است، در حالی که توسط حامیانی مانند شرکت خودروسازی، شرکت املاک و مستغلات با بزرگترین مقیاس در ژاپن و مدیر شرکت جهانی پوشاک حمایت میشود. (مقاله مرجع:
INFORMATION
- What
- ggg/Pattern
- When
- 2016
- Where
- Tokyo, Japan
- Client
- Scope
- Installation / Space Design
CREDIT
- Artwork
- NOSIGNER (Eisuke Tachikawa)
- Photo
- Kunihiko Sato